عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
560
منازل السائرين ( فارسى )
باب جمع قال الله عز و جل : وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ ، وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى . « 1 » و تو نيانداختى ، آنگاه كه تير انداختى و لكن خدا انداخت . اين آيه اشاره به جنگ بدر دارد ، كه جهاد و نبرد نبى اكرم صلّى اللّه عليه و إله را خداوند به خود نسبت مىدهد . و نظير اين آيه مىتوان آيهء ديگرى را بيان كرد : إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ . « 2 » كسانى كه با تو بيعت كردند ، همانا با خاد مبايعه كردند . دست خدا فوق آنان است . اين آيات مقام جمع الجمعى نبى اكرم صلّى اللّه عليه و إله را نشان مىدهد كه در مقام قرب نوافل ، رسوم خلقى او فنا و به خلعت حقى آراسته شده است . خواجه از اين آيه به خوبى استشهاد جسته و باب حضرت جمع را با آن آغاز مىكند و در تعريف آن مىنويسد : الجمع ما أسقط التفرقه ، و قطع الاشارة ، و شخص عن الماء و الطّين بعد صحّة التمكين ، و البرائة من التلوين ، و الخلاص من شهود الثنويّه و التنافى من احساس الاعتدال ، و الثنافى من شهود شهودها . مقام جمع آن است كه تفرقه و جدايى را ساقط مىكند ، زيرا مقام جمع ، فناى رسوم و قيام ذات براى ذات از ذات آن أزلا و أبدا است و معنى تفرقه همان اعتبار جدايى بين وجود و موجود است ، وقتى فرق از ميان برود ، به تحقيق جمع حاصل است و اشارت ، كه نشانهء غيبت بين دو چيز است ، مرتفع مىگردد . شهود غيبى سالك در حق او را از درجهء آب و گل به مقام اعلا مىبرد ، البته بعد از حفظ بقا در شهود ثابت و صحّت تمكين در آن . همچنين از تلوين به طور كلى مبرّا مىشود و با رفع فرق بين وجود و موجود از شهود دوگانه رهايى مىيابد ، چون ديگر خودش را نمىبيند ، بلكه وجود يكتاى حق را شهود مىكند و از احساس اعتلال تنافى مىجويد . اعتلال ، شهود تفرقه و نظر به ارتباط مسببات
--> ( 1 ) . انفال / 17 . ( 2 ) . فتح / 10 .